تبليغاتX
حدیث عشق

حدیث عشق

عاشقانه هايي از عارف واصل حاج اسماعیل دولابی

 
            صفحه اصلی        |       پروفایل مدیر        |       عناوین مطالب        |       آرشیو وبلاگ        |       پست الکترونیک             
هيچ کاري بدون بسم الله انجام نمي گيرد

بسم الله در هر امري يعني آقا شما جلو باشيد. آيا نديده اي هر وقت بسم الله ميگويي آن کار خوش عاقبت ميشود؟ با بسم الله به صاحب عمل ميگويي بفرمائيد،‌ لذا آن کار خوب از آب در مي آيد.

آيا حقيقت بسم الله را گرفتي؟ هيچ کاري بدون بسم الله انجام نمي گيرد.اگر هم انجام بگيرد دم بريده است، ناقص است، نصفش نيست، خراب است ،‌ فاسد است. البته اگر انجام بگيرد، بلکه انجام نمي گيرد. بسم الله است که درست ميکند.

بسم الله معناي حقيقي اش اين است که آقا شما بفرمائيد. آيا بعضي اوقات چنين نمي گوييم؟ حالا اين را به خدا ميگويي يا به پيامبر صلي الله عليه و آله ميگويي ، نمي دانم!‌ آنها خودشان مي دانند، بينشان دعوا نيست. هر کدام نيتت بود،‌ قلبت و روحت متوجه بود يا اينکه اصلاً توجه نداشت- آنها خودشان مي دانند چه کسي بايد جلو برود.

پس بسم الله در هرکاري يک خاصيتش اين است که شما ديگر نيستي. کمک از خداست،‌و کار تا آخر خوب از آب در مي آيد.

+ نوشته شده در  88/03/04ساعت 13:28  توسط مشتي خاك 
      
همنشيني با فقرا

وقتی به خانه فقیرتر از خودت می‌روی و مهمان می‌شوی از خدا شاكر می‌شوی . وقتی به خانه غنی‌تر از خودت می‌روی و مهمان می‌شوی، یا خدای ناكرده خودت خُلقت تنگ می‌شود و از خدا دلگیر می‌شوی و یا زنت به تو می‌گوید تو اصلاً به فكر زندگی ما نیستی، اصلاً تو عرضه نداری. در نتیجه رابطه بین شما به هم می‌خورد. پس مصلحت در این است كه در امور دنیوی با پایین‌تر از خودت بنشینی.

+ نوشته شده در  88/02/28ساعت 18:52  توسط مشتي خاك 
      
این را تجربه کن...

خدا هم همین را در  روایت خبر داده است که زمان ظهور روز مومنین طولانی می‌شود. به طوری که یک روز آن ده شبانه روز است. روزهایشان بلند است یعنی خوش اند وفضایشان قشنگ است. می‌گفت شب‌های خوب چه زود می‌آید و می‌رفت! حالا می‌گوید ده روز می‌شود. یعنی خیلی کارها انجام می‌دهی وراه می‌روی. اغلب اینهایی که روز کار می‌کنندشب که می‌شود می‌گویند خسته شدیم وازصبح تا به حالا هم کارهایمان را نرسیدیم انجام بدهیم. ولی آن وقت اینجوری نیست. هر کاری  را که فرد به ذهنش می‌رسدهمه را انجام می‌دهد و خسته هم نمی‌شود و خوابش  هم نمی‌‌برد. این را تجربه کن.

+ نوشته شده در  88/02/12ساعت 15:34  توسط مشتي خاك 
      
ملاقات با خدا

في بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه. در خانه هائي كه خداوند اذن داده است كه نامش از آنجا بالا رود و ذكر شود و مقصود از اين خانه ها، خانه اهل بيت(ع) است.
محمدوآل محمد(ص) خدا را ملاقات كردند و با وجه الله تماس گرفتند و در نتيجه خودشان وجه الله شدند و در بين خلق نمايش خدا را دارند. خلق خدا (دوستان اهل بيت(ع)) زير سايه محمدوآل محمد(ص) هستند، آنها چون در دنيا خودشان مستقيماً نمي توانستند از آفتاب توحيد استفاده كنند، آفتاب توحيد بر محمد و آل محمد(ص) تابيد (به عنوان رابط خالق و مخلوق) و سايه آنها زير پايشان افتاد و دوستان اهل بيت(ع) رفتند از سايه آنها استفاده كردند.

+ نوشته شده در  87/05/07ساعت 12:14  توسط مشتي خاك 
      
کمی غفلت خوب است

اینها راه ها و کارها را بسیار زیبا درست کرده اند و مرتبا می خواهند به شیعیان مفت بدهند تا بخورند. اگر کمی گفته­اند کار نکنید برای آن است که اگر هیچ نمی­گفتند، مردم می­گفتند لقمه را هم بگیرید و به دهانمان بگذارید. کمی کار و غفلت لازم است غفلتی که از جانب آنها و از سفره ی آنها باشد. آنها کمی غفلت می­دهند.

پیغمبری گفت: خدایا غفلت را از مردم بردار و خدا هم برداشت. آنها یک کفن برداشتند و یک قبر کندند و سر آن نشستند. آیا امشب می­میرند یا فردا شب می­میرند؟ و نمی­میرند. شکم­ها گرسنه بود، خدا نصیب نکند ببین تهران چه خبر خواهد بود، اگر هر کس یک کفن کول بگیرد. چون غفلت نداشتند و می­گفتند بیخود کجا برویم؟ ما که باید بمیریم، همین جا هستیم. قبرها را کنده بودند و لب آن نشسته بودند.

این را پیغمبر پیشنهاد داده بود تا اینکه خداوند دوباره غفلت را به آنها پس داد و آنها گفتند پاشوید. حالا کو تا مردن! بلند شدند و به بیابان زدند. این از لطف خداوند است. تمام زمین و آسمان راکد شد، ملائکه هم دیگر عبادت نکردند. چون دیدند آنها نشسته­اند در فکررفتند که چرا این­ها هیچ کاری نمی­کنند؟ مگر آنها از ما بهترند یا مگر خون ما از اینها رنگینتر است و ... شاید ملائکه را هم راکد کردند. زیرا خداوند فرموده بود و غفلت را گرفته بود.

+ نوشته شده در  87/03/26ساعت 20:29  توسط مشتي خاك 
      
قربانی آدمی با محبت

انسان اگر محبتش را در راه محبين خدا اعمال كند به نتيجه مي رسد. محبت آدمي را قرباني مي كند؛ مي كشد و شهيد مي كند. شهيد محبت سرو صدايي ندارد. كسي شمشير نمي بيند، صدايي نمي شنود. محبت انسان را خيلي مخفي شهيد مي كند؛ آن چنان مي كشد كه صدايي در نمي آيد. خون هم ندارد.

عزيزان من به ميدان بياييد! قشنگ معامله كنيد! كمرها را محكم ببنديد، جوانمرد باشيد! روز قيامت سرافراز باشيد. آدم، دم شمشير عزيز است. با جرات و قشنگ به ميدان مي رود.

+ نوشته شده در  87/01/24ساعت 10:33  توسط مشتي خاك 
      
از خدا رضای شدی وارد شدی

طوبی لِمَن ذَکَرَ المَعادَ وَ عَمِلَ لِلحِسابِ وَ قَنَعَ بِالکَفافِ وَ رَضِيَ عَنِ اللهِ

 

از خدا که رضا شد تازه در خانه وارد شده است.اينکه بعداً با اوچه ميکنند معلوم نيست. اينها برای دم در است، وقتی که وارد ميشود اين چهار چيز را دارد يعنی اينها شرط ورود است.

 

وقتی می آمد اين چهار چيز را در دنيا از دست داد و به سفلی افتاد. حالا که برگشته است دارد ميرود داخل. از خدا رضا هم هست. آيا اين شب زفاف نيست؟ اين موت انسان است. آن را حداقل برابر با زفاف دنيا حساب کنيد.

+ نوشته شده در  86/12/02ساعت 18:31  توسط مشتي خاك 
      
امام حسین ( ع ) خالق گریه

در این امّت امام حسین(ع) خالق گریه است.

در بارگاه قرب كه جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

و در عین اینكه خالق گریه است، ذات مؤمنین را می‌خنداند. عصر عاشورا بعد از همه عزاداری‌ها و گریه‌ها، بچّه‌ها و جوانترها، اگر بزرگترها مانعشان نشوند، بی‌اختیار شوخی می‌كنند و می‌خندند، در حالیكه عصر عاشورا آغاز مصائب اهل حرم و بازماندگان شهدای كربلاست و باید مغموم باشند. این بهجت و سرور ذاتی مال امام حسین(ع) است.

+ نوشته شده در  86/11/04ساعت 13:51  توسط مشتي خاك 
      
سجده كن

چقدر اخلاق حميده، خوب است. تمام نعمت روي زمين يك طرف، يك صفت خوب از اخلاق محمد(ص) يك طرف. اميدوارم به اخلاق وصفاتتان رسيدگي كنيد. هر وقت هم ديدي، سجده كنيد و خدا را شكر كنيد. هر وقت فعل خوبي از تو سرزد، حرف خوبي به مادرت يا اقوامت گفتي، گذشت كردي يا اگر ظلمي به تو شد عفو كردي، سجده كن همين جور نشيني و بگويي خدا به من داده ولش كني.

پشتش را بگير و خودت را سير كن. اگر چيز خوبي گيرت آمد، قشنگ نگاه كن. پس هر وقت يك صفت خوب در كار و در عيادتت و در اعمال خيرت پيدا شد، سجده كن.

+ نوشته شده در  86/09/25ساعت 15:11  توسط مشتي خاك 
      
فقط التماس دعاگو نشوید

ميگويد يك كاري بكن! دعا كن! التماس دعا.

گفت التماس دعا، ‌گفتم من مستجاب الدعوه نيستم، اما اگر باشم چه دعايي ميخواي بكنم؟ گفت: دعا كن خدا حجم را قبول كنه! گفتم آيا خودت حجت را قبول داري؟ گفت:نه!... اِه! وقتي خودت قبول نداري من چي بگم؟ در نماز جماعت ميگويد التماس دعا! دعا کن خدا نمازم رو قبول کنه! خودت قبول داري؟ نه!

يک وقت کلاه سرت نرود به من بگويي التماس دعا! اول خودت را بساز که آنچه عمل ميکني، خودت قبول داشته باشي. حواستون باشه کلاه سرتان نرود.

 در دنيا فقط التماس دعاگو نشويد. وقتي خودت قبول نداري من رو جلو ميفرستي؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  86/09/08ساعت 14:35  توسط مشتي خاك