تبليغاتX
حدیث عشق

حدیث عشق

عاشقانه هايي از عارف واصل حاج اسماعیل دولابی

 
            صفحه اصلی        |       پروفایل مدیر        |       عناوین مطالب        |       آرشیو وبلاگ        |       پست الکترونیک             
دنیا = زندان

در دوران رضا خان یکی از اعیان بازداشت شد. علت بازداشت او این بود که به تذکر سرهنگی که به او و خانمش گفته بود در خیابان قدم نزنند و به پیاده­رو بروند، بی­اعتنایی کرده بود و او هم دستور داده بود که بازداشتش کنند. خیلی نارحت بود. اصلا قاطی بقیه زندانیها نمی­شد و تمام مدت روی پا ایستاده بود و به خود می­پیچید و می­گفت اگر اجازه می­دادند یک تلفن بزنم کاری می­کردم که بلافاصله مرا آزاد کنند و آن سرهنگ را به زندان بیندازند آن شخص به ناچار شب را در زندان بسر برد، ولی اول صبح که توانست به بیرون از زندان خبر برساند دستور آزادیش صادر شد و آزادش کردند.

دنیا هم زندان است. کسی که اهل دنیا نباشد خیلی داخل اهل دنیا نمی­شود. دوست اهل بیت گرچه در درنیاست ولی با اهل دنیا خیلی قاطی نمی­شود و در قیل و قال­ها و کشمکش­های آنها وارد نمی­گردد.

+ نوشته شده در  86/05/26ساعت 7:29  توسط مشتي خاك 
      
دعا نیاز عاشق ناز معشوق

تفاوت خدای فیلسوفان و خدای پیامبران در این است که خدای پیامبران را می­توان به دعا خواند، اما درباره­ی خدای فیلسوفان فقط باید جدال و جنجال کرد. فیلسوفان همچون ریاضیدانانی که به حل معمای ریاضی مشغولند، گره از کار فروبسته­ی خدا می­گشایند، اما پیامبران همچون عاشقانی که با معشوقی نازنین نرد عشق می­بازند، سخن از لطف و لطافت آن محبوب جمیل می­گویند و دست مردم را در دستان نرم و پرنوازش او می­گذارند. آنکه حسین بن منصور حلاج می­گفت که "معشوق همه ناز باشد نه راز" حق می­گفت. خداوند، نه رازی است عقل ستیز، که نازنینی است عشق پسند و همین است راز آنکه پیامبران، بر خلاف فیلسوفان، چنین مقبول خلایق افتاده­اند و دل از خدا جویان برده­اند.

دعا ونیایش قبل از آنکه ابزار زندگی باشند، ابزار بندگی­اند و بیش از آنکه خواهش تن را ادا کنند، حاجت دل را روا می­کنند و برتر از آنکه سفره­ی نان را فراخی بخشند، گوهر جان را فربهی می­دهند.

دعا تنها صحنه­ی خواند خدا نیست که عرصه­ی شناختان او هم هست، مونولوگ نیست، دیالوگ است؛ سخن گفتن دوسویه است و در این مکالمه و مخاطبه است که هم انس حاصل می­شود، هم شناخت؛ هم پالایش روح می­شود، هم تقویت ایمان؛ هم دل خرسند می­گردد، هم خرد.

در دعا هم از نیاز عاشق سخن می­رود، هم از ناز معشوق؛ هم از احتیاج این و هم از اشتیاق، او هم از انس هم از خوف، هم از محبت هم از معرفت، هم از توبه و انابت هم از کرم و اجابت، هم حاجتی معیشتی و زمینی هم از مطلوبات آرمانی و آسمانی، هم از تسلیم و هم از تعلیم.

و چنین است آدمی به تمامیت خویش در محضر تمامیت طلب ربوبی حاضر می­شود و نه دستار که سر را هم می­بازد و نه به اضطرار عاقلانه که به اختیار عاشقانه می­شکند.

 عشق چون وافی است وافی می­خرد      در حریف بی وفا می ننگرد

+ نوشته شده در  86/05/16ساعت 13:35  توسط مشتي خاك 
      
فروش محبت برای شکم ممنوع

گروهی محبت را می فروشند برای سیر کردن شکم و فرج خود. اینها چقدر احمقند، باید برای خرید محبت از شکم و فرج صرف نظر کنی. خداوند جانها و اموال مومنان را از ایشان می خرد در قبال اینکه بهشت برای ایشان باشد. جنت حمل ولایت و محبت امیرالمومنین است. مومنان جان و مال خود را می دهند و محبت خوبان خدا را می خرند. قدر محبت را بدان، نکند آن را به چیزی های کوچک بفروشی. حب فقط برای خدا و خوبان خداست.

+ نوشته شده در  86/05/02ساعت 23:52  توسط مشتي خاك