در دوران رضا خان یکی از اعیان بازداشت شد. علت بازداشت او این بود که به تذکر سرهنگی که به او و خانمش گفته بود در خیابان قدم نزنند و به پیاده­رو بروند، بی­اعتنایی کرده بود و او هم دستور داده بود که بازداشتش کنند. خیلی نارحت بود. اصلا قاطی بقیه زندانیها نمی­شد و تمام مدت روی پا ایستاده بود و به خود می­پیچید و می­گفت اگر اجازه می­دادند یک تلفن بزنم کاری می­کردم که بلافاصله مرا آزاد کنند و آن سرهنگ را به زندان بیندازند آن شخص به ناچار شب را در زندان بسر برد، ولی اول صبح که توانست به بیرون از زندان خبر برساند دستور آزادیش صادر شد و آزادش کردند.

دنیا هم زندان است. کسی که اهل دنیا نباشد خیلی داخل اهل دنیا نمی­شود. دوست اهل بیت گرچه در درنیاست ولی با اهل دنیا خیلی قاطی نمی­شود و در قیل و قال­ها و کشمکش­های آنها وارد نمی­گردد.